من روزگار دراز یست که هر صبح میمیرم !

خرید بک لینک
بازهم صبح...
باز هم خورشید است که ...
ناقوس مرگ مرا بصدا در میاورد ...
باز هم زیر خروارها درد ...
زیر سنگینی بغض خفته در گلو ...
هر روز ...
با فرار نور از درز پرده مشکی اتاق ...
باز هم ...
بی صدا میمیرم ...
شاید ندانی ...اما ...
روزگار درازیست که من هر صبح می میرم ...!

دل نویسه :خانوم ر...

+ورق اول

صرفا جهت اعلام زنده بودن ... !...

ما را در سایت صرفا جهت اعلام زنده بودن ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 14:33

صفحه بندی