زاد روز من همزمان با زاد روز پاییز است و من شدم دخت اول پاییز !

خرید بک لینک

امروز همان روزیست که فهمیدم ...

یک سال دیگر نیز گذشت مثل برق و باد ...

و عجیب خوشحالم از اینکه ...

در مسیر بیستو سه سالگی قدم برمیدارم ...

دوباره چشم هایم را میبندم و فقط یک آرزوی هر ساله ام را به زبان می آورم ...

و شمع ها تا سال بعد خاموش می مانند :)

______________________________________________________________________

تولد امسالم خیلی عجیب شد :)

امروز همراه آرون و مریم و آنیل و رادینمهمون یکی از دوستام بودم...البته دوستم غریبه نیس

اون دوست عزیزم مریم بانو ئه ...کسی که باعث شد بلاگر شم :)

خوشحالم که اول مهر بدنیا اومدم و جذابیتش اونجا بود که مامانه مری یا مریم بانو (اینجوری مینویسم قاطی نشه با اون مریم )و همینطور زنداییش هم تو یک مهر دنیا اومده بودن :)

از اینجا به جفتشون تبریک میگم :)

نهارم که دستپخته مامان مری بود و قیمه و ماهم یه لشکر قیمه خور :)

خیلی خوش گذشت :)

و اینکه آنیل همیون جمع دوستانه رو شب به شام و تولد من دعوت کرده تو خونه خودش :)

شب رو هم چون رادین قراره ساعت 12 بره تهران پیش مریم و مری میگذرونم تو خونه مریمو رادین :)

+قصد تعریف نداشتم اما نتونستم از کنار خوشی های امروز بگذرم البته اگه شکسته شدن گلدون مامانه مری توسط اشتباه آرون رو نادیده بگیریم :)

صرفا جهت اعلام زنده بودن ... !...

ما را در سایت صرفا جهت اعلام زنده بودن ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: زاد روز من, نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 14:33

صفحه بندی